1399 پنجشنبه 6 آذر

معرفی کتاب

نام کتاب: خطبه غدير - عارفانه ها 2 نویسنده: ,

خلاصه

در تاريخ اسلام و متون ديني، سند كمتر حادثه‌اي به محكمي سند حادثه‌ي غدير است. سيد مرتضي در كتاب «شافي» مي‌نويسند: «ما هيچ فرقه‌اي از فرقه‌هاي اسلامي را نديده‌ايم كه منكر اصل حديث غدير باشد.»

كتاب ارزشمند «الغدير» تاليف علامه‌ي اميني، جامع‌ترين دائره المعارف براي اسناد روايت غدير مي‌باشد كه آن را به نقل از راويان متعدد و افراد مورد اعتماد سني و شيعي نقل كرده است. اما اين جزوه مجال پرداختن به اين بحث تخصصي نيست و بديهي است كه علاقه‌مندان به بررسي تاريخي و روايي ماجراي غدير به كتاب‌هاي تخصصي مربوط مراجعه خواهند كرد.

جهت خريد اين كتاب، بايد مجموعه عارفانه ها را خريداري نماييد.

1392/11/07

يادداشت سيد مهدي شجاعي بر رمان «آقاي سليمان! مي‌شود من بخوابم؟»

بسم الله الرحمن الرحيم

اگر چه تلخ، اما اين يك واقعيت است كه پيشينه فرهنگي مردم ما با ادبيات شفاهي مأنوس تر است تا ادبيات كتبي. مردم ما همواره شنيدن را به خواندن ترجيح مي داده اند. حتي در مواجهه با كتاب يا مكتوب، عموماً تمايلشان اين بوده است كه آن را ديگري بخواند و آنها شنونده اش باشند.

بهترين نمونه يا بارزترين شاهد مثال در اين باب، كتاب "روضه الشهداء" اثر ملاحسين واعظ كاشفي است كه سنتي به عنوان روضه‌خواني از خواندن اين كتاب براي مردم، نشات گرفته است.

مردمي كه بيشترين عاطفه و انس و آميختگي را با امام حسين عليه السلام دارند و مصائبي را كه بر او و اهل بيت و اصحابش وارد شده، بزرگترين مصيبت عالم مي دانند و مرور مستمرآن را فريضه مي شمرند، كتابي را كه حول اين شخصيت و مصائب مؤلمه‌اش نگاشته شده، خود به خواندن آن همت نمي كنند و مبادرت نمي ورزند و ترجيح مي دهند كه كسي آن را برايشان بخواند و آنها شنونده اش باشند.

اما اين كتاب و امثال آن از نثري متفاوت با ادبيات روزمره برخوردار است و آكنده از كلمات و عباراتي است كه فهم و درك آن براي همگان آسان نيست. كسي مي تواند اين كتاب را بفهمد و به ديگران بفهماند كه ادبيات فارسي را خوب بداند و با زبان و ادبيات هم آشنايي داشته باشد. جامع المقدماتي خوانده باشد و تعليم و تعلم اولين سطوح از علوم حوزوي را پشت سر گذاشته باشد. بدين ترتيبخواندن كتاب و روضه براي مردم نيز به تدريج در دستور كار روحانيون و مبلغين حوزوي قرار مي گيرد.

اما اين هنر يا مهارت، براي روحانيتي كه رسالتش را تبليغ دين مي داند، همچنان جنبي و فرعي است. از ديدگاه حوزه، هنري كه يك روحاني بايد داشته باشد يا مهارتي كه بايد كسب كند، خطابه است. يعني تسلط بر سخن و سخنوري. يعني سخن گفتن رسا و بليغ آنچنان كه مخاطب تمام مقصود گوينده را درك كند. يعني سخن گفتن تأثيرگذار آنچنان كه حرفهاي گوينده، دل مخاطب را تكان دهد و به عمق جان او نفوذ كند و اين تأثير و تأثر پايا و ماندگار شود.

بسياري گمان مي كنند كه روحانيت براي رسيدن به اين فن و مهارت، دوره هاي آموزشي را طي مي كند يا واحدهايي با مضمون فن بيان را مي گذراند يا... به هر حال براي تسلط بر امر سخنوري به عنوان بخشي از مهارتهاي مورد نياز وقت و انرژي مستقلي را صرف مي كند. در حالي كه چنين نيست يا لااقل تا كنون چنين نبوده است.

در ميان كتب و دروس حوزوي، جز كتاب منطق كه شيوه فكر كردن صحيح را به طلبه مي آموزد و اين فكر كردن صحيح، خودآگاه، يا ناخودآگاه سخن گفتن صحيح را برايش به ارمغان مي آورد، هيچ درس ديگري وجود ندارد كه فن بيان يا شيوه سخنوري را آموزش دهد. چرا كه براي يك طلبه، فن بيان به عنوان درسي از دروس يا بخشي از آموزش هاي متعدد و متنوع، مطرح نيست بلكه بستر وسيع و گسترده اي است براي انتقال همه علوم و آموزه ها به مخاطب. براي يك طلبه علوم حوزوي، تمرين سخنوري، از همان زمان كه اولين دروس را فرا مي گيرد با مباحثه هاي دو جانبه يا چندجانبه آغاز مي شود و تا زماني كه به مرحله تعليم يا تعلم دروس خارج مي رسد، تداوم پيدا مي كند. و اين مرحله هرگز نقطه پايان تلقي نمي شود، بلكه آغاز خطي محسوب مي شود كه بايد تا هميشه استمرار بيابد.

در چنين ساختاري، آنچه بر كاغذ مي نشيند، مكتوب مي شود و جامه تأليف بر تن مي كند، به هيچ وجه با مخاطب عمومي كه بيرون از اين ساختار است ارتباط پيدا نمي كند.

آنچه در اين عرصه قلمي شود يا استنساخ است از كتب گذشته گان يا نگارش حاشيه است بر آثار آنان يا تأليفي است براي ديگر طلاب يا مدرسان يا محققان. و طبيعي است كه در همه اين موارد، مخاطب، صرفاً در چارچوب علوم حوزوي تعريف شود و مخاطب عام و عمومي، محلي از اعراب نداشته باشد.

زماني كه اولين آثار مرحوم مطهري با ادبيات ساده و قابل فهم، براي مخاطب غيرحوزوي منتشر شد، برخي از علماي صاحب... و وجهه، به مذمت و نكوهش ايشان پرداختند و آن عالم جليل القدر را رسماً به عوام گرايي متهم ساختند. اما به تدريج كه آثار و ثمرات اين حركت را به نحو ملموس ومحسوس دريافتند، از تعريض ها و تعرض هايشان دست كشيدند و بعضاً به تأييد و حمايت و مساعدت نيز مبادرت ورزيدند.

هنر مرحوم مطهري، كشف نياز طيفي از مخاطب و تلاش براي برآورده ساختن آن نياز بود. طيفي كه از مردم عادي، يك سر و گردن بالاتر بودند و منبرها و سخنراني هاي متدوال و متعارف، اقناع و اغنائشان نمي‌كرد. طيفي كه به دليل تحصيلات دانشگاهي، هم جنس دغدغه ها و نيازهايشان با مردم عادي متفاوت بود و هم زبان و ادبيتشان.

و مرحوم مطهري با عنايت به اين هر دو وجه توانست با قشر جوان و تحصيلكرده ارتباط برقرار كند و در مسير پاسخگويي به نيازهاي معنوي و ... آنان، گامهايي موثر و ماندگار بردارد.

كار ارجمند برادر گرانقدرم حضرت حجت الاسلام واحدي، تلاشي از جنس مرحوم مطهري است با همان ميزان از كياست و فراست و به همان اندازه از منزلت و قداست.

حجه الاسلام واحدی به درستی دریافته است که زبان نسل امروز، زبان هنر و ادبیات و داستان و رمان است. و برترین آموزه‌ها و عالی‌ترین مفاهیم، اگر با زبان مطلوب مخاطب، ‌ارائه نشود، با مخاطبش ارتباط لازم را برقرار نمی‌کند و تاثیر مطلوب را بر روح و روانش نمی‌گذارد.

رمان «آقاي سليمان مي‌شود من بخوابم» نشان مي‌دهد كه آقاي واحدي نه تنها زبان نسل امروز را دريافته، كه به فضاي ذهني و نيازها و ارتباطات و مناسبات اين نسل هم اشرافي به‌سزا پيدا كرده؛ به نحوي كه نسل جوان به راحتي و روشني خود را با همه تفاوت‌هايش در رمان پيدا كند.

ما حصل کلام این است که رمان «آقای سلیمان می‌شود من بخوابم» اثر حجه الاسلام واحدی فارغ از همه نقاط قوت و ضعفش از حیث اهتمام نویسنده به ایجاد ارتباط با نسل جوان و مخاطب امروز، فی نفسه قابل تقدیر و ستایش است.

 

 

دسته: خبري