1399 پنجشنبه 6 آذر

معرفی کتاب

نام کتاب: چقدر فاصله نویسنده: سید محمدرضا واحدی,

خلاصه

اينكه از من مجموعه‌ي شعر چاپ شود .. هنوز هم برايم باوركردني نيست! نه از اين بابت كه آرزويي ديرينه داشته‌ام و حالا از روي ذوق‌زدگي و هيجان باور نمي‌كنم؛ نه، بلكه هرگز فكر نمي‌كردم روزي چنين خطايي مرتكب شوم و دست به اين كار بزنم و دل‌نوشته‌هاي تنهايي‌ام را كه به عاريت، اسم شعر بر دوش دارد به دست چاپ بسپارم. دل‌نوشته‌هايي كه دغدغه‌ي تنهايي‌هايم بوده است و مونس خلوت‌هايم؛ و به همين دليل سال‌ها مهجور مانده بود و غبار فراموش يار هميشگي‌شان ...

به هر حال اين اتفاق افتاد و آن‌چه هم‌اكنون در دست شماست، گزيده‌اي از همين دل‌نوشته‌هاست.

درباره‌ي تقسيم‌بندي اين مجموعه، بايد بگويم كه بي‌شك، زبان دغدغه‌هاي هر كس در گذر ايام، مقتضيات زمانه و تنوع سليقه‌ها، دچار افت و خيزهايي مي‌شود كه من نيز از اين، مستثني نبوده‌ام و به همين منظور بخشي از آن‌ها را كه به زبان قديمي‌تري سروده شده – و البته هنوز هم مخاطبان خود را دارد – در دفترهاي پريروز و ديروز، گرد هم آوردم. در ضمن چون بيشتر سروده ها در قالب غزل مي‌باشد، قالب‌هاي ديگر كه كمتر به آن پرداخته‌ام، در لابه‌لاي همين غزل‌ها گنجانده شده‌اند.

با سپاس از مهرداد نصرتي كه در تنظيم اين مجموعه ياري‌ام كرد و همراهي...

تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد.

 

سيدمحمدرضا واحدي

تهران – تيرماه 1384


1392/05/11

«آقاي سليمان! مي‌شود من بخوابم؟» به چاپ چهارم رسيد

رمان «آقاي سليمان! مي‌شود من بخوابم؟» نوشته‌ي سيدمحمدرضا واحدي در ششمین ماه انتشارش به چاپ چهارم رسید.

با استقبال گسترده از رمان «آقای سلیمان می‌شود من بخوابم؟» که در بهمن ماه 91 به بازار عرضه شده بود، این رمان همزمان با ایام مبارك ماه رمضان، به چاپ چهارم رسيد.

جالب است که ماه مبارک رمضان و شب‌های قدر در بخش‌هايي از كتاب آقاي سليمان  به خوبی نمود پیدا کرده و گوشه‌هایی از ماجراهای احساسی آن در این ماه و شب‌های قدر رفم می‌خورد. در فصل 7 كتاب مي‌خوانيم:

«ماه رمضان بود و روبیک با اینکه مسلمان نبود و روزه نمی‌گرفت، اما می‌دانست که فضای معنوی و رویایی ماه مضان، عشقشان را پاک‌تر می‌کند و الهی‌تر.

در یکی از شب‌های رمضانی، ایمیلی برای نغمه فرستاد و او را دعوت کرد برای میقاتی آسمانی. میقاتی که عاشقانه‌هاشان را توفانی‌تر کرد و امیدشان را به آینده بیشتر.

سه شب از شب‌های مهتابی ماه رمضان، رأس ساعت نُه، وعده‌گاهی شده بود برای زُل زدن دو عاشق به یکدیگر. یکی از تبریز و دیگری از تهران به ماه نگاه می‌کردند و یکدیگر را در آن می‌دیدند.»

همچنين در فصل 17 كتاب مي‌خوانيم:

«بیشتر تسبیح‌هایی که تا حالا داشته‌ام، بدون دلیل در دستم پاره شده‌اند. یکی از آنها تسبیح چوبی‌ای بود که مادرم از مشهد برایم آورده بود. خیلی دوستش داشتم. رمضان بود و با روبیک قرار میقات داشتیم. افطار که تمام شد، نماز مغرب و عشا را با مادرم و مریم که آن شب مهمان ما بود، پشت سر پدرم به جماعت خواندیم. بعد از نماز تسبیحم در دستم بود. داشتم به روبیک فکر می‌کردم و منتظر ساعت نُه بودم که ناگهان پاره شد. مادرم هنوز چادر نمازش روی سرش بود و ذکر می‌گفت. تا متوجه پاره شدن تسبیحم شد، ذکرش را قطع کرد:

ـ حاجت‌روا می‌شی دخترم! الهی سپید بخت بشی... به حق این وقت عزیز.

شبِ بعد، افطار که کردم، با شیرین برای گرفتن فال قهوه پیش همسایه‌شان لیدا خانم رفتیم…»

 

اين رمان، نخستين اثر واحدي در عرصه رمان است. پیش از این از وی كتاب‌هاي لب‌گزه، حاملان نور، بانوي ناشناخته، مجموعه عاشقانه‌ها، عارفانه‌ها، سيره سياسي امام علي(ع)، و دو مجموعه شعر به نام‌هاي ادامه دلواپسي و چقدر فاصله منتشر شده که مجموعه ادامه دلواپسي به عنوان اثر برگزيده هشتمين جشنواره قلم زرين شناخته شده است.

«آقاي سليمان! مي شود من بخوابم؟» در 248 صفحه و با قيمت 11000 تومان منتشر شده است.

دسته: چاپ كتاب